شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ ارتفاعات راتازه پس گرفته بوديم.جاده هنوز در دست آنها بود.اون جور كه پيدابودانگار ميخواستند دوباره پاتك بزنند.حاجي(حاج همت)آمد بالا.گفت:من ميخوام امشب اينجاباشم.قراربوددوتاازگردان هاعمل كنند.مي گفت ازهمينجا هدايت مي كنم.هرچي مي گفتيم:حاجي جون!بيابرو پايين،ازاونجا هم ميشه.مي گفت: نه!._حاجي،بچه ها مي گن مسئله اي پيش اومده.بابي ميلي بي سيم راگرفت:با اكبر مسئله رو حل كنين._نه نميشه خودتون بايد باشين.
بو برده بود نقشه است.فهميده بود بچه ها براي اينكه بكشندش پايين اين كلك را سوار كرده اند.گفت:من پايين بيانيستم.امشب همين بالا پيش بچه ها ميمونم.هر كاري ميخواين بكنين.و بي سيم را خاموش كرد.
سلام بر مردان بي ادعا....
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top