پيام
+
پيرو فيد خانم ساعت يك و نيم ياد شعراي خودمون تو اردو هاي مختلف افتادم!
عمق فاجعه جايي بود كه من مسئول فرهنگي بودم و بچه ها خعلييييي روم حساب باز ميكردن!
زير برق آفتاب منتظر نهار بودن و خبر رسيده بود از نهار فعلا خبري نيست و بچه ها هم داشتن يكي پس از ديگري از شدت ضعف از حال ميرفتن و خلاصه جو بدي حاكم بود...
در همين اوضاع وخيم با چند نفر از دوستان اهل دل استتار!كرديم رفتيم وسط دايره گرفتيم و اين

مجنون الحسين ع
91/6/13
پلاكهاي رقصان
شعرو خونديم و سينه زديم!:*الذينَ..... يؤمنونَ.....وقت نونَه...... گشنمونَه.......الذينَ يؤمنونَ وقت نونَه گشنمونه....*
پلاكهاي رقصان
در همين بين دوستان اطلاعات عمليات ما رو شناسايي كردن و بعد ديگه آبرويي براي مسئول فرهنگي نمونده بود!:)
*فدايي ولايت*
:)
*فدايي ولايت*
مثل شعر هاي اردوهاي ما.
پلاكهاي رقصان
دوستان شعر لحن خاصي داره ها!متوجه لحن خوندنش شدين؟؟؟
*نگين خانوم*
:)
*فدايي ولايت*
بله
پروانگي
:))
...حامل نور ...
:)) چه قدر با مزه :))
ص . حيدري
بله کاملا با همون ريتم خونديم:))
حنا خانوم ♥
عکس :)
سدرة المنتهي
آره آبجي خودمم با ريتمش خوندم :))
پلاكهاي رقصان
:))
ساعت يك و نيم
:))
دلسوخته حسين
بله...ما هم ميخونديم
*مهاجر- 89*
الذينَ يؤمنونَ وقت نونَه گشنمونه ! :)
پلاكهاي رقصان
جناب مهاجر:))